1

 درباره ما

ارتباط با ما

همكاري با ما

عضويت در سايت

صفحه اصلي

1

از كليه كاربران تقاضا مي شود در صورت مشاهده مقالات اين پايگاه در ساير سايتها و وبلاگها ( بدون درج منبع و لينك) مراتب را از طريق پست الكترونيكي filter@tarhebartar.ir جهت پيگيري به اطلاع ما برساند و مژدگاني نقدي دريافت نمايند.

چگونه انتقاد جنسي را بپذيريم؟


    وقتي همسرتان از شما انتقاد مي‎كند، واكنش خود را كنترل كنيد، براي آن كه درجه‎ي اعتبار آن انتقاد را بسنجيد، ابتدا ببينيد كه آيا منظور او را به خوبي درك كرده‎ايد و آيا پيام آن را تشخيص مي‎دهيد؟ و به اين منظور، همه‎ي ذكاوت و درك خود را به كار اندازيد. از همسرتان بپرسيد كه منظورش از گفتن آن حرف‎ها يا انجام آن كارها چه بوده است. هيچ وقت فرض نكنيد كه منظور او را مي‎دانيد، در صورت لزوم، دريافت خود را از انتقاد مطرح شده تكرار كنيد.
    پيش از آن كه شتاب‎زده در مورد مفهوم انتقاد نتيجه‎ گيري كنيد، آن را تفسير كنيد، مقصود اصلي همسرتان از بيان انتقاد را با چنين جملاتي بپرسيد: «در اين مورد بيشتر برايم توضيح بده.» يا «مي‎تواني موضوع را بيشتر باز كني؟» يا «دلم مي‎خواست مي‎دانستم اين انتقاد چه احساسي در تو ايجاد مي‎كند.» اگر انتقاد حالت كلي دارد، مثل ـ «روابط زناشويي دارد كسل كننده مي‎شود» ـ از او بخواهيد كه بگويد از چه چيز مشخصي شكايت دارد، و پيشنهادش براي تغيير چيست؟
    به همسرتان پيشنهاد كنيد كه نياز و خواسته‎هايش را به طور مشخص بيان كند، «تو بعد از عشق‎ورزي مهربان نيستي، در حالي كه من، در اين موقع به توجه بيشتري نياز دارم، دلم مي‎خواهد در اين موقع مدتي بغلم كني،» براي اين كه انتقادي را به شكل سازنده بپذيريد، بايد انگيزه‎ي همسرتان را از گفتن آن انتقاد بدانيد. هر قدر هم كه رنجيده باشيد و يا در آن لحظه حالت دفاع به خود گرفته باشيد، فراموش نكنيد كه بايد هر چه زودتر علت انتقاد را پيدا كنيد. باز هم بايد سوالاتي مطرح كنيد:
    «آيا اين حرف را براي اين گفتي كه مرا ناراحت كني؟ يا براي اين كه خودت ناراحت بودي؟»
    ـ «آيا انتقاد تو واكنشي بود به حرفي كه من زدم، يا كاري كه كردم باعث شد، ناراحت شوي و احساس سرخوردگي كني؟»
    ـ «آيا اين انتقاد را مدت‎هاست در سرت مي‎پروراني؟ اگر اين طور است چرا حالا آن را بروز دادي. چه اتفاقي افتاد كه سبب شد آن را بگويي؟»
    ـ «فكر مي‎كني انجام چيزي كه از آن انتقاد مي‎كني، واقعاً در كنترل من است، و موردي است كه مي‎توانم تغييرش دهم، چطور؟». سعي كنيد، انتقاد كننده را به جست‎وجوي انگيزه‎هاي ناخودآگاه خويش ترغيب كنيد.
    ـ اعتماد، مهم‎ترين عامل در پذيرش يك انتقاد سازنده است. به عبارت ديگر اگر حرف همسرتان نسنجيده يا حتي غير منصفانه هم باشد، باور داشته باشيد كه او صميمانه براي حفظ رابطه‎اش با شما تلاش مي‎كند.

ـ در بسياري از موارد اعتماد ناديده گرفته مي‎شود، زيرا طرفين از تأثير عاطفي انتقاد جنسي آگاهي ندارند. در يكي از جلسات مشاوره، پزشك از زني پرسيد، اظهار نارضايتي شوهرش چه احساسي در او برانگيخت. زن گفت «عصباني شدم و احساس حقارت كردم.»
    پزشك يادآوري كرد: «اما عصبانيت و احساس حقارت كه فقط دو بر چسب هستند و چه بسا اصلاً جنبه‎ي واقعي نداشته باشند. واكنش عاطفي شما چه بود؟»
    زن جواب داد «گمان مي‎كنم گريه را سردادم.

احساس مي‎كردم كه نفسم تنگ شده» پزشك به طرف شوهر برگشت و گفت «آيا عمداً آن حرف‎ها را زدي كه همسرت را ناراحت كني؟»
    شوهر بي‎درنگ جواب داد «نه، به خدا! نه، نمي‎خواستم ناراحتش كنم، من واقعاً دوستش دارم.»
    ـ بدون اعتماد و تفاهم متقابل، روند انتقاد مي‎تواند به شرطي شدن انتقاد جنسي منفي منتهي شود. پزشك ديگري حكايت زن و شوهري را تعريف مي‎كرد كه زندگي جنسي لذت بخش آن‎ها به سردي گراييد؛ زيرا هر دوي آن‎ها نسبت به انتقادات طرف مقابل، (اعم از واقعي يا واهي) واكنش بدي نشان مي‎دادند:
    «هر بار كه يكي از آن‎ها مي‎رنجيد، دفعه‎ي بعد با رد كردن پيشنهاد طرف مقابل از او انتقام مي‎گرفت. پس از چندي، اختلافات آن‎ها به حوزه‎ي روابط جنسي نيز سرايت كرد و روابط جنسي آن‎ها كه زماني از حالت فعالي برخوردار بود محدود و متوقف شد. آن‎‎ها به جاي آن كه صادقانه به بيان رنجش‎هاي خود بپردازند، باخودداري از برقراري رابطه‎ي جنسي، ناراحتي خود را ابراز مي‎كردند».


    پوشش «راست‎گويي»
    اگر چه در مورد بي‎پرده سخن گفتن درباره‎ي مسايل جنسي فراوان سخن گفته مي‎شود و بسياري از زن و شوهرها هم براي دستيابي به آن مصّر هستند، اما ذكر اين نكته لازم است كه هر چند رابطه‎ي جنسي خوب، به گفت‎وگويي صريح و بي‎پرده بستگي دارد، اما درپاره‎اي موارد صراحت بيش ازحد، زيان آور است.
    «كارل تاوريس» روان‎شناس مي‎نويسد «درست است كه بايد رك و راست باشيم ولي بايد بدانيم چه وقت و چگونه؟ … بين راست نگفتن و دروغ‎گويي تفاوت آشكاري وجود دارد. خودداري از پراندن يك حرف راست زيان‎بار، دروغ‎گويي محسوب نمي‎شود و اين تصميم خودپسندانه كه به هر قيمتي بايد راست‎گو بود، گاهي مي‎تواند خيلي گران تمام شود.»
    انتقاد بيش از حد صادقانه، پوششي براي مقاصد پليد است كه غالباً هم نتايج بدي به بار مي‎آورد. مثلاً زني از شوهرش مي‎پرسيد آيا از رابطه‎ي جنسي‎شان راضي هست يا نه؟ تحت شرايط عادي مرد مي‎تواند جواب مثبت بدهد و يا به نحوي از پاسخ طفره برود، اما اگر اين مرد مثلاً از موضوعي ناراحت باشد، كه ربطي هم به مسايل جنسي نداشته باشد، به صرف اين كه بايد راست‎گو بود، در جواب زن مي‎گويد: «نه چندان، روابط ما به ندرت جذاب بوده و تو اصلاً عشق بازي بلد نيستي.»
    زني را در نظر بگيريد كه معمولاً به رضايت جنسي نمي‎رسد. در اين گونه موارد با احساس و علاقه‎اي كه به شوهرش دارد ممكن است بگويد «خيلي عالي است، از اين كه همسري مثل تو دارم احساس خوشبختي مي‎كنم.» براي ايجاد وحدت بيشتر در زندگي زناشويي اين جواب بهتر از آن صداقت بي‎معني است كه «اي … چي بگم؟ زياد نه» به عبارت ديگر، راست‎گويي و بي‎پرده صحبت كردن بدين معني نيست كه خود را موظف به گفتن حقايق آزاردهنده بدانيم، تنها هنگامي بايد چنين كنيم كه بدانيم نفع گفتنش بيشتر از نگفتن است.
    مساله‎ي اساسي اين است كه بدانيم، يا دست كم حس كنيم، كه چه وقت صراحت و رك گويي در انتقاد ممكن است به جاي مفيد بودن، احساس طرف مقابل را جريحه‎دار كند. تاوريس مي‎گويد، صداقت سازنده بايد به بهبود مناسبات با ديگران كمك كند. صداقت مخرب فقط مي‎گويد، كه طرف مقابل غفلت كرده. بنابراين مهم است كه پيش از بيان يك انتقاد، آن مفهومي را كه در پس صداقت نهفته است درست ببينيم. از خودتان بپرسيد: چرا اين حرف را مي‎زنم؟ هدف از گفتن اين كلمات چيست؟ چرا درباره‎ي مسايل جنسي دارم «صداقت» بيشتري به كار مي‎برم، تا درباره‎ي چيزهاي ديگر!؟
    كلام آخر اين كه، زوج‎هايي كه قادرند مهم‎ترين نيازها و احساسات جنسي خود را با يكديگر در ميان گذارند ـ كه خواه و ناخواه مشمول انتقاد نيز مي‎شود ـ به گفته‎ي خودشان آن‎هايي هستند كه روابط خوبي با يكديگر دارند. هلن كاپلان مشاور مسايل زناشويي مي‎گويد، «سعي در برقرار كردن روابط جنسي دل‎پذير، بدون ايجاد يك رابطه‎ي كلامي موفقيت‎آميز، مانند سعي در ياد گرفتن تيراندازي با چشم بسته است.» با گفت و گو كردن، روابط جنسي به سطح بالاتري ارتقا مي‎يابد، سطحي كه «برژيت برافي» در كتاب خود به نام «فلش» توضيح داده است:
    ماركوس تصور مي‎كرد وقتي كه زن بگيرد، رابطه‎ي جنسي‎شان در سكوتي عميق كه فقط صداي حركات خودشان قادر به شكستن آن است انجام خواهد شد اما نانسي درباره‎ي وظيفه‎اي كه بر عهده‎ي او بود با صدايي آرام و دلنشين برايش صحبت كرد، و احساسي را در او برانگيخت كه وقتي در اين كار توفيق يافت، تا مدت‎ها لحن صداي او را در گوش خود احساس مي‎كرد.

 

1

كليه حقوق اين سايت محفوظ ميباشد و هر گونه كپي بدون درج منبع  ولينك  پيگرد قانوني بهمراه دارد.

1